Sunday, February 12, 2006
بوي رسيدن
پرم از بوي رسيدن
پرم از بوي پرنده
تو پر از بوي توقف
تو مثه سم كشنده

ساده دل بودم كه مي پنداشتم
دستان نااهل تو بايد مثل هر عاشق رها باشد
تو هم از ما نبودي
هميشه پاييز وقتي مي رسه كه تابستان داره كارش را به خوبي پيش مي بره ، اگر مي شد و پاييز رنگهاي جادوييش را به تابستان پيشكش مي كرد آن وقت ما رها بوديم.
Thursday, February 09, 2006
شعله هاي خشم
اين روز ها آنقدر توي صدا و سيما و روزنامه ها و رسانه هاي شنيداري  مختلف خبر انتشار كاريكاتور موهن به گوش رسيده كه تكرار اون جز ملال آوري خاصيت ديگري نداره. البته اين رسانه ها تنها خبر رو ذكر مي كنند بدون هيچ حاشيه اي . خلاصه با انتشار اين كاريكاتور ها كه نه من ديدم نه شما جهان اسلام به اصطلاح خشونتش آمد و عكس العمل نشان داد اما فايده ي اين عكس العمل  تنها بلند شدن شعله هاي آتش از سفارت دانمارك در تهران و دمشق بود كه از آن با عنوان شعله هاي خشم مردم غيور نام برده شد . اما اين واقعه اين روز ها تبديل به معيار سنجش فرهنگ در ممالك اسلامي شده  كشورهايي كه نهايت خشمشان پرتاب سنگ است و به آتش كشيدن پرچم و ممنوع كردن واردات كالاهاي دانماركي و از همه مهمتر تغيير نام شيريني دانماركي . . .
ما با عكس العملمان نشان داديم كه هنوز با انديشه بيگانه ايم هنوز از كاركردهاي رسانه بي نصيبيم  هنوز جاهليم تنها عصرمان نام ديگر به خود گرفته نوستالوژي قيام و تظاهرات و شورش هنوز در بند بند پيكرمان است . ما فاقد شعور مطبوعاتي هستيم . ما در برابر مطبوعاتي كه كاريكاتور توهين آميز منتشر كردند نتوانستيم مقاومت كنيم . هنوز هم شور بالا رفتن از ديوار هاي سفارتخانه ها در قلبمان باقي است كاش ياد بگيريم . . .
Tuesday, February 07, 2006
نميدانم چه ميخواهم بگويم . . .
نميدانم چه ميخواهم بگويم
زبانم در دهان باز بسته است

چه قدر خوبه كسي نمي تونه بفهمه كه توي ذهنم چي دارم . الان حواسم كجاست و يا دارم به چي فكر مي كنم. شايد همين الان كه داري نگاهم مي كني حواسم پيش تو باشه شايد دارم به تو فكر مي كنم اما تو نميدوني اين حس خيلي لذت بخشه . . .

توي فيلم Top Gun يك جايي هست كه استاد تام كروز وسط خيابان بهش ميگه كه خيلي دوستش داره . اين صحنه خيلي قشنگ خيلي واقعي و خيلي خوب حس رو به بيننده منتقل مي كنه. اگر فيلم رو ببينيد احساس مي كنيد كه اين حرف به شما گفته شده و شما مخاطب آن هستيد بي نهايت لذت بخشه. ( اينو نوشتم چون خيلي وقت بود مي خواستم بگم اما همش يادم مي رفت )
Friday, February 03, 2006
دو راهي بين ما بگشوده آغوش . . .

بدترين چيزي كه در دنيا مي شناسم ترديد است .  هيچ گاه در دو راهي هايي كه در مقابل داشتم موفق نبوده ام . به نظرم اصلا خاصيت دو راهي اين است . مي آيد تا ايده آل را از آدم بگيرد . كارش اين است كه تو را مجبور كند تا از چند چيز تنها يك چيز را انتخاب كني . اما دو راهي ها درجه بندي دارند . به نظر من بدترين و سخت ترين نوع آن اين است كه مجبور شوي از بين دو چيزي كه دوست داري تنها يكي را انتخاب كني . . . اما خوب مي دانم كه دو راهي هوشمندانه ترين و دقيق ترين راه آزمون و خطاست .
هميشه و همه جا جواب مي دهد باور نداريد امتحان كنيد !
Free Web Traffic Counters
Fashion Shoes